تبلیغات
ندانستن - مأمن

مأمن

نویسنده :ز ت
تاریخ:سه شنبه 14 شهریور 1396-06:39 ب.ظ

گویی من هنوز هم مشکل شروع کردن یا به تعبیر دیگر، مشکل باز کردن سر حرف را دارم. قبلا فقط این بود، اما حالا مشکلاتِ دیگری هم در حرف زدن دارم. آدمی که خوب صحبت کردن را بلد نیست، کم می‌آورد، خراب می‌کند و نمی‌تواند درستش کند، اشتباه می‌گوید، بی‌جا می‌گوید. من مشکل بد حرف زدن دارم. مشکل بد ارائه دادن آنچه که در ذهن دارم. بسیاری از روابطم را سرِ همین بد گفتنِ آنچه که به واقع بد نبوده خراب کرده‌ام. ... بگذریم. 
توی یک سالی که گذشت، گویی هزار سال زیسته‌ام که این چنین سنگینی تجربه‌های زیست را روی دوشم احساس می‌کنم. 
از خودم می‌پرسم: نقطه‌ی امنِ تو کجاست زکیه؟ .
نقطه‌ی امنِ من کجاست؟
تهران شلوغ و ناامن است، پر مخاطره، پر از تنهایی است، تمامِ عرصه‌ی زندگی شلوغ و ناامن است. نقطه‌ی امن ما کجاست؟ 
من سردم است. شبیه آن بار که خواب دیدم سردم است. و این سردی از دمای پایین اتاق نیست. از دوری است. از نا‌امنی و تردید است. می‌آید؟ نمی‌آید؟
من سردم است، من توی این اتاق سردم است. می‌آیی؟ نمی‌آیی؟ من سردم است و راهِ تماسی با تنِ تو ندارم و پشتِ درِ بسته‌ی این اتاق می‌میرم. از سرما می‌میرم. در خودم می‌میرم. 
ببین! این‌ها کلمه‌های من اند، این چنیش کلمه‌های من است، من این چینش را فقط برای تو، برای همیشه، در دهان، نگاه خواهم داشت. 






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.